تبليغاتX
آوانگارد

آوانگارد

ششمين شماره نشريه الكترونيكي آوانگارد منتشر شد

ضمن عرض سلام خدمت مخاطبان گرانقدر، احتراماً به استحضار مي رساند كه ششمين شماره نشريه الكترونيكي «آوانگارد» منتشر شد. در اين شماره با مطالب و مباحثي در باب موضوعاتي چون چيستي و ماهيت علم؛ پديدار شناسي؛ اصول اوليه مدرنيسم؛ و... در سرويس انديشه و تاريخ؛ و نيز با مطالبي در باب بوف كور و صادق هدايت ؛ مختصري از تاريخچه شعر كودك و شعر و داستان پذيراي شما هستيم.

اما پرونده اين شماره نيز در مورد «روشنفكران ايراني و تجدد غربي» غربي نگاشته شده است. هرچند كه ما با انتشار مطالب مذكور داعيه بيان تمام و كمال گفتني ها را نداريم و تنها آنچه را لازم و ضرور ميدانيم عرضه ميداريم. اميد است با همراهي و نقادي شما صاحب نظران اجمند ما را در ارتقاي فهم خويش ياري نمائيد:


فهرست مطالب اين شماره:

اندیشه و تاریخ || {نقد و نظر} - ماهیت علم

اندیشه و تاریخ || {نقد و نظر} - تطابق ذهن و عین

اندیشه و تاریخ || {نقد و نظر} - فمنیسم

اندیشه و تاریخ || {نقدونظر} - مقدمه ای بر تبیین پدیدار شناسی

اندیشه و تاریخ || {نقد و نظر} - مقدمه ای بر تبیین سوژه و ابژه

ادبيات:

ادبیات|| {نقد و نظر} - تاویلی بر بوف کور

ادبیات|| {نقد و نظر} - تاریخچه ادبیات کودکان (شعر-1)-

ادبیات|| {نقد و نظر} - تاریخچه ادبیات کودکان (شعر-2)

ادبیات|| {شعر} - ددت

ادبیات|| {شعر} - اندوه اردیبهشت

ادبیات|| {داستان} - «دریاچه»

پرونده:

پرونده || {نقد و نظر} - روشنفکران و گفتمان فرهنگی

پرونده || {نقد و نظر} - روشنفکران در مقال تجدد

پرونده || {نقد و نظر} - روشنفکر دینی

پرونده|| {نقد و نظر} - سیاست‌ورزی دکتر سروش

پرونده || {نقد و نظر} - ایرانیان و سودای تجدد

پرونده || {ترجمان} - ایرانیان و بیگانگان


مشاهده تمام مطلب شماره ششم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 4:41  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || پرونده || {ترجمان} - ایرانیان و بیگانگان

هر ايراني‌ درباره‌ عظمت‌ و جلال‌ ايران‌ باستان‌، قدرت‌پارت‌ها يا امپراطوري‌ ساساني‌ها و اهميت‌ صفويه‌ در روي‌ كار آوردن‌ نخستين‌كشور شيعه‌ مذهب‌ جهان‌ را به‌ خوبي‌ مي‌دانست‌ و اين‌ حسن‌ غرور و افتخار به‌گذشته‌ آن‌ها، به‌ احساس‌ ضعف‌ و درماندگي‌ امروز آن‌ها ارتباطي‌ ندارد.يعني‌، حس‌ سنتي‌ و ملي‌ بيگانه‌ هراسي‌ و اجنبي‌ ستيزي‌ ـ كه‌ بنا به‌ اوضاع‌ واحوال‌ و شرايطي‌ كه‌ موجب‌ انزوا و جدايي‌ آنان‌ شد ـ و مداخله‌ مداوم‌ ودخالت‌ كشنده‌ خارجيان‌ و حس‌ تحقيري‌ كه‌ به‌ ايرانيان‌ دست‌ داد، شديدترشده‌ است‌ و ايرانيان‌ تصور مي‌كنند كه‌ با اين‌ شرمندگي‌ و خفت‌ تاريخي‌، كاري‌نمي‌توانند بكنند. اين‌ قرن‌ ضعيف‌ و بي‌كفايتي‌ دولت‌ قاجار و تسلط‌ و نفوذقدرت‌هاي‌ خارجي‌ به‌ همراه‌ توطئه‌چيني‌ و دسيسه‌ آنان‌، تأثيري‌ تلخ‌ وفراموش‌ نشدني‌ بر فرهنگ‌ سياسي‌ ايرانيان‌ به‌ جاي‌ نهاد و در تاريخ‌ ايرانيان‌انعكاس‌ داشت‌ و تا به‌ امروز طنين‌ آن‌ همچنان‌ باقي‌ است‌. از آن‌ زمان‌ به‌ بعد،اگر در سياست‌ خارجي‌ ايرانيان‌ هدف‌ و آرماني‌ وجود داشته‌ باشد، هماناپايان‌ نفوذ و تسلط‌ خارجيان‌ است‌، كه‌ براي‌ بسياري‌ از ايرانيان‌، منشأ و منبع‌اصلي‌ همه‌ مشكلات‌ آنان‌، همان‌ دخالت‌ است‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 7:2  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || پرونده || {نقد و نظر} - ایرانیان و سودای تجدد

جربه‌ي ايرانيان در رويارويي با تجدد و به صورت كلي با غرب، تجربه‌اي است كه مدام بايد مورد كنكاش قرار گيرد چرا كه در اين مواجهه ايرانيان پا به عرصه‌اي گذاشتند كه در آن شريك نبودن و ايجاد و تحميل آن بر آن‌ها بدون خواست حقيقي آن‌ها بوده است. اين عدم شراكت و موضع انفعالي، شايد مهم‌ترين خصوصيت تجددگرايي ايران تاكنون باشد. از اين‌رو در نگاه تاريخي و با بازگشت به مباني فكري تجددگرايان اوليه به‌خصوص در عصر قاجار، مي‌توان به درك معضلاتي نائل آمد كه از بدِ حادثه هنوز دغدغه‌ي بسياري از ايرانيان است بدون اين‌كه شايد بسياري از آنان بدانند كه اين مشكلات، بعضاً، همان مشكلاتي است كه در طول اين تجربه‌ي تاريخي گريبان‌گير جامعه‌ي آن‌ها بوده است. تجدد آغاز «روزگاري نو» در زندگي تمامي ايرانياني بود كه خواسته يا ناخواسته با آن مواجه شدند و دگرگوني‌اي در زندگي آن‌ها ايجاد نمود كه به كلي زمانه‌ي آن‌ها را با روزگار پيش از آن‌ها متفاوت مي‌نمود. سلسله مطالبي كه ذيل عنوان كلي مقدمه‌اي بر تجددخواهي ايراني خواهد آمد، نگاهي در حد بضاعت بر اين مسأله است كه ايرانيان چگونه به اين مواجهه رسيدند و با آن چه كردند، چه به‌دست آورده و چه از دست داده‌اند و سرانجام در كجاي جهان ايستاده‌اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:44  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || پرونده|| {نقد و نظر} - سیاست‌ورزی دکتر سروش

در این مقاله سعی می شود با استفاده از روش شناسی بسیار کارآمد و ساده ی اسپریگنز، اندیشه سیاسی دکتر عبدالکریم سروش بررسی شود. درابتدا شرحی کوتاه از روش می آید پس از مقدمه ای کوتاه از شخصیت و زندگی عبدالکریم سروش، ترسیم وضع موجود در اندیشه او شرح داده می شود، پس از آن مشکلات مورد بررسی قرار می گیرند و در آخر هم برای مشکلات راه حلها را در اندیشه او بررسی می کنیم.

برای اینکه مقاله حالتی چند بعدی پیدا کند برخی نقدهای وارده بر او را نیز در مکاتب گوناگون اندیشه سیاسی ایران بررسی می کنیم. باید گفت آنچه در این مقاله می خواهیم به آن برسیم این است که دکتر سروش وضع موجود را به لحاظ روشی و معرفتی خوب درک نمی کند و ارائه چهره سیاه و نهیلیستی را از غرب نشان می دهد اما در بررسی انتقادها بر فکر سنتی به صورت نشان دادن شکاف ها خوب عمل می کند اما باز در ارائه راه حل در یک تناقض شدید عقل و نقل باقی می ماند و همین امر باعث می شود بسیاری او را نفهمند و به نقد بکشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:39  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || پرونده || {نقد و نظر} - روشنفکر دینی

در حوزه علم هر پرسش مشخصی نیازمند پاسخی مشخص است ولی پاسخ مشخص و قطعی به این پرسش که

روشنفکر دینی کیست و دقیقاً چه ویژگی هایی دارد . اگر غیر ممکن نباشد دست کم بسیار دشوار است . آدمی احساس می کند تعریفی هر چقدر محققانه و علمی ارائه دهد باز ناقص و سطحی خواهد بود .این دشواری هنگامی احساس می شود که بدانیم در هر منطقه از جهان روشنفکر تعریفی خاصی دارد و حتی در میان روشنفکران هم در مورد ماهیت و رسالت حرفه شان وحدت نظر وجود ندارد . اختلاف نظر در کشور ما به مراتب بیشتر است ، تا آنجا که به افرادی عنوان روشنفکر دینی داده می شود که آنان اساساً با مقوله روشنفکری مخالفت نموده و آن را غیر دینی قلمداد می کنند .این اختلاف نظر را باید در دو عامل مهم جستجو کرد : الف- تأثیر دین و فرهنگ بومی بر روشنفکر ب- شرایط ویژه جامعه روشنفکر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:36  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || پرونده || {نقد و نظر} - روشنفکران و کنشهای سیاسی

نوشتار ذیل جستاری است گذرا بر ضرورت و نحوه حضور روشنفکر مستقل در عرصه  سیاسی. نوشته بودم برای انتشار در ویژه نامه روشنفکران و سیاستمدارن روزنامه هم میهن. زودتر نوشتم اما دیرتر تایپ کردم و به موقع به دست دوستان در هم میهن نرسید این نوشته برای من به مثابه یک مانیفست در زندگی سیاسی و اجتماعی می باشد نقد دقیق دوستان را صمیمانه خواستارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:31  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || پرونده || {نقد و نظر} - روشنفکران در مقال تجدد

اصولا حرکت جوامع از تفکر، خاستگاه و جایگاه سنتی به تفکر و جایگاهی متجدد، نیازمند به برقراری و ایجاد مجموعه ای از پیش زمینه هاست. پیش زمینه هایی که می توان در حوزه های عینی و ذهنی متصور بود. دقیقا همین گونه خواهد بود که بدون تکوین هر یک از پیش زمینه ها، فرآیند گذار بطور مطلوب و کارآمدی پیش نخواهد رفت. پیش زمینه های عینی، جلوه گاه و تجلی ذهنیات هستند و در مقابل پیش فرضیات و پیش زمینه های ذهنی چارچوبی برای شرایط عینی هستند و این فرآیند دوگانه مبتنی بر این شرایط است.       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:27  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || پرونده || {نقد و نظر} - روشنفکران و گفتمان فرهنگی

آیا گفتمان فرهنگ و تمدن در جامعه روشنفکری ایران وجود دارد ؟ نگاهی به ریشه های شکل گیری حوزه روشنفکری در ایران نشان می دهد که این حوزه با حضور تحصیل کرد گان ایرانی در مغرب زمین و مشاهده پیشرفت ها ی این جوامع که عملا نمایش تمدن آنها است و مقایسه این جوامع با جامعه ایران و.... شکل گرفته است . به همین دلیل گفتمانی که در حول محور فرهنگ و تمدن در این حوزه شکل گرفت  مرکزیت مسئله مورد مداقه و مورد بحث اش مفهوم تجدد است  که اشتغال عمده ذهنی را برای این گروه فراهم کرده است که این یادداشت نیز گفتمان مذکور را با محوریت این مسئله به اختصار معرفی میکند.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:21  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || ادبیات|| {داستان} - «دریاچه»

هیچ کس نمیداند این جاده بالاخره کجا میرسد، رویش اسم شهر مرا نوشته اند، ولی مرا یاد کابوسهایم می اندازد، همیشه مرا جلوی یک بن بست پیاده میکردند، آنجا تو را نداشت، تپهی شانههایت را هم، من یک بار دیدم، کنار یک پنجره، زل زده ام، به آبی که ته میگرفت، به نظرم دریاچهی شهرم بود، یا ارومیه، فرقی نمیکند، به من پوز خند زدند، گفتند به جای اینکه به فکر خشکی دریاچه باشی، به خودت فکر کن، در این تیمارستان، مجبوری.

اثری از: زینب برزگرماهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:13  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || ادبیات|| {شعر} - اندوه اردیبهشت

یک فصل باران برای اندوه اردیبهشتم  

بغضی که بوده است بامن از ابتدا در سرشتم   
 

بغضی که با هربهاری زخمی تر و کهنه تر شد   

دستی مگر نامقدر رفته است در سرنوشتم   

شعری از یاسمن بهار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 6:7  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || ادبیات|| {شعر} - ددت

تقدیم به



و تمامی واکنشهای شیمیایی...
DNA

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 5:58  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || ادبیات|| {نقد و نظر} - تاریخچه ادبیات کودکان (شعر-2)

راه شعر جديدي كودك با تلاش كساني چون كيانوش و پروين دولت آبادي از قبل هموار شده بود و اعتلاي شعر نوي ايران بر اين همواري مي‌افزود. بنابراين طبيعي بود كه ديگر شاعران دوره دوم مانند ايرج ميرزا زبان به اندرزهاي پدرانه نگشايند و يا مانند عباس يميني شريف در اثارشان شعر سنگين را در كنار شعر سبك ننشانند.با وقوع انقلاب اسلامي ايران اگرچه سيستم اداري و سازماني مراكز اقتصادي و فرهنگي تغيير محسوسي نكرد اما اين امكان براي بسياري از افراد فراهم شد كه با حضور در اين مراكز و استفاده از امكانات پديد آمده توانايي‌هاي خويش را عرضه بداند و با توسل و تمسك به انقلاب و نظام برخاسته از دامان انقلاب به ارائه آثار خويش بپردازند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 5:54  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || ادبیات|| {نقد و نظر} - تاریخچه ادبیات کودکان (شعر)-1

شعر كودك در ايران پيش از آنكه از ديوان رسمي شاعران سربرآورد از دل ترانه‌هاي عاميانه برخاسته است. به گفتة محمود كيانوش «كودكان ترانه‌ها، لالايي‌ها، متل‌ها و بازي‌ها را از پدرها و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها مي‌آموختند، و در بازي‌ها وآوازهايشان بكار مي‌گرفتند.شاعران پيش از مشروطيت كمتر شعري براي كودكان سروده‌اند؛ زيرا از ديدگاه آنان كودكان چندان ارزشي نداشتند. با اين حال گاهي در دو اوين آنها اندك نمونه‌هايي به چشم مي‌خورد كه درون مايه‌اي همسان با افسانه‌ها و متل‌هاي كودكانه دارند. «مثنوي اسرار چنگال» از بوسحق اطعمه از نمونه‌هاي اين گونه شعرها محسوب مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 5:50  توسط هیئت تحریریه  | 

شمارۀ ششم || ادبیات|| {نقد و نظر} - تاویلی بر بوف کور

خالق یك اثر ادبی در مقام نویسنده، می‏تواند خود را در موضع‌های مختلفی نسبت به اثرش قرار دهد. اولین و متداول‏ترین مورد این است كه نویسنده خود را در جایگاه دانای كل قرار دهد و امكان هرگونه «دیدگاه» و یا پرسپكتیوی را در اثر و در ارتباط با خویش از میان بر‏دارد. در چنین حالتی خواننده می‏پذیرد كه نویسنده از تمامی اتفاق‌ها، روابط میان قهرمانان، گفتارها و حتی حالات درونی و ناخودآگاه ایشان با اطلاع باشد. بدین‌ترتیب نویسنده گاهی اطلاعاتی در مورد رفتار قهرمانانش و دلایل بروز آن‌ها ارایه می‏دهد كه حتی از دیده‏ی خود شخصیت‌های داستان نیز پنهان مانده‏اند. به‌عنوان نمونه در «آینه‏های دردار»[2]، نویسنده نه تنها اتفاق‌های مربوط به قهرمان داستانش را با جزئیات بیان می‏كند، بلكه در مورد تمام نگرانی‏ها، خیالات، افكار آشكار و پنهان او نیز اطلاعات دقیقی در اختیار خواننده می‏گذارد و حال و هوای شخصیت داستان را از خود او نیز بهتر می‏داند و بیان می‏كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 5:46  توسط هیئت تحریریه  |